بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )
233
خلاصة التجارب ( طبع قديم )
درد را تسكين كند و مجربست وردينج اين رمدى بود عظيم بد چنانچه ورم سپيده چشم بدان حد رسد كه حدقه را بپوشد و چشم را برهم نتواند نهادن و اين مرض اكثر اطفال را افتد از جهت غلبهء رطوبت مزاج و دماغ و ضعيفى چشم و قواى ايشان و باشد كه از ماده ريحى افتد همچو كيسه از ما بين سفيدى پلك پيدا شود و بر روى ملتحمه بايستد و چشم بهم نهادن با خليدن و كوفت عظيم باشد علاج همان نوع بود كه در رمدهاى صعب گفته شد ليكن اينجا مبالغه در تنقيه بيشتر بايد كردن و چون از ماده گرم افتاده باشد در خون بيرون كردن بايد كوشيدن بفصد قيفال و حجامت نقره پس سر چنان كه سر تيغ دراز و نيشتر فرو برند از قاعده تا ماده بيشتر كشيده شود و بحجامت هر دو كتف و علق افگندن بر پيشانى و فصد شريان صدغى و بريدن آن و بداغ كردن بسى نافع آيد و طريق آن آنست كه پوست را از بالاى آن شق كنند و دو طرف شريان را از محل قطع بابريشم محكم باريك بهبندند و ميانگاه را قطع كنند و بسر ميلى باتش سرخ كرده هر دو سر مقطوع را داغ كنند چنان كه ابريشم نسوزد پس زخم را بمرهم اصلاح كنند و ضماد گشنيز تر و زردهء تخممرغ و اندك زعفران جمله بهم سائيده و باتش گرم كرده نهادن مفيد باشد و اگر عنب الثعلب داخل سازند انفع باشد و موش شب پر را شكم شگافته گرم بر ان بستن نافع آيد و ضماد گل سرخ و عدس مقشر و برگ خشك و عنب الثعلب و آرد جو و روغن گل جمله باهم كوفته و نرم نرم پخته نيكو آيد و آنچه از خلط سرد غليظ به او افتاده باشد بعد از استفراغ مادهء غليظ بخار انگيزد زيره نرم سائيده بزردهء تخممرغ ريخته بر روى پنبه كرده و گرم ساخته طلا كردن بر پشت چشم نافع بود و اگر خشكى با آن باشد پيه شمع را نرم خراشيده با آب بسيار بر كف دست ماليده بهفت آب آن را شسته تا چون برف سفيد گردد و بوى آن برود بر پنبه كرده بر پشت چشم طلا كردن نافع بود و بعد چند روز كه ورم تسكين يابد بذرور ملكايا بعد تنقيه ذرور نيمانيم افگندن نافع بود و اگر پلك ريش شده باشد ذرور غير فائده دهد و ذرور را چنان بر درون پلك بايد افشاندن كه بحدقه نرسد اولا و اللّه اعلم قمور اين رمدى باشد كه از بسيار ديدن روشنى و برف افتد بواسطهء غلبه ميل مواد بدانجا علاج كشيدن عسل خام بود بميل اندر چشم و فتيلهء نرم بعسل آلوده در درون پلكها نهادن و اندر تاريكى نشستن و غذاهاى نرم خوردن و شيرينى هم گاهى خوردن و سر بر بخار طبيخ گاه كهنه داشتن و لته سياه بر پيش چشم آويختن و اندر حمام تاريك هر روز آب گرم بسيار بر سر ريختن و آنجا كه سرماى هم رسيده باشد همين علاجها نافع آيد و پنبه دود كز داده بستن بسى نافع بود